@خريد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خريد کارت يا ورقه خريد نسيه کلفت زر خريد انحصار خريد کالا به طور دو نفرى باز خريد باز خريد نشدنى بترتيب خريد وارد دفتر ... ... در مقابل خريد کالا به ... خريد کردن خريد ارزان خريد و فروش کننده ... خريد و فروش خز خريد و فروش مقام هاى ... خريد و فروش مناصب ... خريد و فروش و معامله خريد يا فروش اقساطى در خريد افراط کردن دستور خريد دستور خريد يا فروش سهام ... زر خريد زن زر خريد سفارش خريد شخصى که مامور خريد و فروش ميان ... ... به کار خريد سهام شرکت ... شريک داراى حق تقدم در خريد قابل خريد واژه هاى شامل خريد ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}