@خرچنگ@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خرچنگ گوشت خرچنگ دريايى خانواده خرچنگ خرچنگ گرفتن خرچنگ آب شيرين خرچنگ بزرگ آمريکاى غربى خرچنگ خاردار خرچنگ دريايى خرچنگ ده پا خرچنگ شناسى خرچنگ قورباغه اى نوشتن خرچنگ مانند خرچنگ نعل اسبى و بزرگ ... خرچنگ نعلى خرچنگ وار دام خرچنگ دام مخصوص صيد خرچنگ صدف حلزونى يا خرچنگ مخلوطى از گوشت خرچنگ و زرده تخم ... نوعى خرچنگ نقب زن وابسته به خرچنگ هاى دريايى
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}