@خرگوش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خرگوش پرورش خرگوش گوشت خرگوش بچه ى خرگوش يکساله تازى مخصوص شکار خرگوش جاى نگاهدارى خرگوش و جانوران ... خرگوش کوچک خرگوش دار خرگوش صحرايى خرگوش ماده خرگوش هندى دم خرگوش شکار خرگوش کردن شکارچى خرگوش لانه خرگوش و امثال آن لانه خرگوش و غيره محل پرورش خرگوش اهلى موى خرگوش يا مرغوز نژاد خرگوش هاى بزرگ شمال ... نوعى خرگوش کوهى