@خز@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خز تاجر خز تجارت خز تهيه شده با خز خريد و فروش خز خز پشت گردن بانوان خز پوشيده خز اين موش خز دوختن به خز دور گردن و سردست خز سفيد خز سياه خز فروش خز قاقم خز مانند خز موش صحرايى آمريکا سنجاب يا خز موش