@خشم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خشم از روى خشم با خشم ادا کردن با خشم سخن گفتن باصورت برافروخته از غضب و خشم به خشم آورنده خشم آلود خشم آور خشم را فرو نشاندن خشم زياد خشم فرو نشاندن خشم و غضب زود خشم ... در هيجان و خشم و خوشى و ... فرو نشاندن خشم و غضب