@خشک@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خشک با کفش خشک رفتن با حوله خشک کردن باد خشک زمستانى سواحل ... باد خشک و گرم دامنه کوه باد سرد و خشک باطرى خشک بدون صافکارى و اتو کشى خشک کردن برگ خشک برگبو که در ... برگ خشک يا نمک تاتوره ... آمده در اثر خشک شدن به وسيله ... به طور خشک توده يا کومه يونجه يا علف خشک جو سبز شده خشک جوهر خشک کن جوهر نعناع خشک جوى خشک خرمن علف خشک خزه خشک شده خشک کرد خشک کردن خشک کردن پارچه بدون چلاندن آن خشک کردن چيزى به وسيله ... خشک کن خشک کننده خشک انداختن واژه هاى شامل خشک ـ (122) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}