@خط@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خط تزيينات يا خصوصيات خط نويسى شخص تعويض خط تعيين خط سير هواپيما ... تمرکز کننده خط تيمار خط ثبات با خط تاخيرى حرکت ساده در خط مستقيم يا دايره ... خارج از خط خط پرواز خط پيوند خط پيوند گذاشتن خط پيوند در موارد ... خط چند نقطه اى خط گذارى خط گردش خط گزينى خط گود خط کج خط کرانه خط کش خط کش پهن براى زدن بچه خط کش چليپايى خط کش رياضى خط کش محاسبه خط کش مخصوص ترسيم خطوط موازى واژه هاى شامل خط ـ (251) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11