@خط@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خط خط واحد خط وسط خط يا امضاى خود شخص خط يا برآمدگى حد فاصل خط يا خطوط نماينده عبارات خط يا علامتى زيرچيزى کشيدن ... جامدى که براى خط کشى در صفحه ... داراى خط مستقيم داراى دو خط مستقيم داراى سه خط در امتداد خط در خط سير محور جسم ... در داخل خط در يک خط مستقيم واقع شونده در يک خط واحد دست خط دو خط در ميان کردن روى خط حامل نوشتن ريل خط آهن ... از تقاطع يک خط با دو خط ... زير چيزى خط کشيدن زيرين خط سطح ايجاد شده از خط مارپيچى سير کننده در خط مستقيم شاه خط واژه هاى شامل خط ـ (251) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11