@خطر@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خطر سوت رفع خطر هوايى سوت يا زنگ خطر شهرت خود را به خطر انداختن شيشه بى خطر اتومبيل علامت رفع خطر فانوس بدون خطر مخصوص معادن قفل بى خطر مخصوص حفظ محلى ... مايه خطر محفوظ از خطر نجات کسى از خطر نشانه مرگ و خطر وقوع خطر نزديک واژه هاى شامل خطر ـ (37) : 1 , 2