@خطوط@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خطوط ... گويى با ديدن خطوط کف دست گراور سازى با خطوط کوتاه و بلند ... رشته ها و خطوط رنگارنگ مى باشد ... اصلى آن خطوط موازى وجود ... ... مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در ... ... هواپيما در خطوط هوايى نظارت ... تقارب خطوط حروفى که خطوط آن ريز و ... خط کش مخصوص ترسيم خطوط موازى خط يا خطوط نماينده عبارات خطوط چهره خطوط تراموا خطوط جامدى که براى ... خطوط خاتم کارى و منبت کارى خطوط راه آهن خطوط طرفين ميدان بازى خطوط متحدالحراره خطوط متقارب و متلاقى خطوط موازى عمودى خطوط و خال هاى رنگارنگ ... خطوط يا ميله هاى فلزى مشبک داراى خطوط برجسته کردن داراى خطوط ريز داراى خطوط مارپيچى داراى خطوط موجى واژه هاى شامل خطوط ـ (35) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}