@خفه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خفه اسباب آدم خفه کنى استشمام هواى خفه و گرفته با گاز خفه کردن ... پايى صدا را خفه کردن در سخن ... خفه کردن خفه کن خفه کننده خفه سازى خفه سازى به طرز اسپانيولى خفه شدن خفه شو رکاب صدا خفه کن راهزنى به وسيله خفه کردن مردم صدا خفه کن صداى خفه و آهسته ايجاد کردن ضربت يا تماس خفه کننده هواى گرفته و خفه وسيله خفه کردن صدا