@خلبان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خلبان ... شيشه اى که خلبان مى تواند از ... کمک خلبان اطاقک خلبان در هواپيما خلبان آزمايش کننده هواپيما خلبان از جان گذشته ژاپنى خلبان تک پرواز خلبان جناحى خلبان دوم خلبان زن خلبان هواپيما فرمانده يا خلبان هواپيما