@خليج@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خليج انشعاب کوچک دريا شبيه خليج حبس در خليج قرار دادن خليج کوچک خليج مصب رودخانه خليج هودسن خليج و غيره ... که تشکيل خليج کوچکى دهد فضاى داخل خليج يا درياچه مربوط به دريا يا خليج