@خنثى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خنثى گوساله خنثى با دسيسه متقابل خنثى کردن به طور شيميايى خنثى کردن ترکيبات خنثى کربن و اکسيژن ... خطاهاى خنثى کننده خنثى کردن خنثى کننده خنثى سازى خنثى نمودن داراى املاح خنثى و قليايى ... ويتامين ها را خنثى مى کند مخابره خنثى منطقه خنثى ... رفته و باعث خنثى کردن اثر هيستامين ... وابسته به جنس خنثى