@خنده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خنده چنانکه خنده آورد چيز غريب و خنده دار گاز خنده آور آدم خيالى و خنده آور با خنده اظهار داشتن حاوى حوادث حزن آور و خنده آور حمله خنده غير قابل کنترل خنده کردن خنده کننده بدون دليل خنده آور خنده استهزا آميز خنده بلند خنده بلند و پر سر و صدا خنده تو دزديده خنده دار خنده دار بودن خنده زورکى کردن خنده زير لب خنده نيشدار خنده نيشى در خنده افراط کردن روده بر از خنده ... نمايش هاى خنده آور بازى ... زهر خنده صداى خنده واژه هاى شامل خنده ـ (38) : 1 , 2