@خنديدن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خنديدن پيش خود خنديدن با دهان بسته خنديدن با صدا خنديدن با صداى بلند خنديدن به کسى خنديدن بى جا خنديدن ترتر خنديدن توانايى خنديدن زير لب خنديدن زيرلب خنديدن سفيهانه خنديدن قاه قاه خنديدن ول خنديدن