@خواب@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خواب پايه تخت خواب پايه يا ستون تخت خواب ... معنى راه رفتن در خواب پيشينه خواب سابقه خواب چهارچوب تخت خواب گرد سفيد خواب آور کسى که بچه را خواب مى کند کسى که در خواب راه مى رود کسى که شب در خواب راه مى رود کيسه خواب آدم خواب آلود اتاق خواب اتاق خواب سربازان اتاق ويژه تخت خواب دارو مجلل احساس مورمور در اثر خواب رفتگى از تخت خواب بيرون آمدن از خواب برخاستن از خواب بيدار کردن از خواب بيدار شدن از روى خواب آلودى الهه خواب انگيزه خواب ايجاد کننده خواب هيپنوتيزم ايجاد خواب ايجاد خواب هيپنوتيزم واژه هاى شامل خواب ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}