@خواب@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خواب ... زمستان درحال خواب يا بيهوشى بغل خواب به طور خواب آلود و سرگردان ... به طور مصنوعى خواب کردن بهار خواب بى خواب بى خواب کننده بيدارى از خواب و خيال تخت خواب تخت خواب چرخک دار کوتاهى ... تخت خواب بچه تخت خواب سفرى تخت خواب سورتمه اى تخت خواب و ملافه آن ترکيب خواب آور تفال و پيشگويى از روى خواب تنگ آبخورى اتاق خواب توليد کننده خواب جوهر خواب آور افيون حالت بى حسى و خواب آلودگى حالت خواب حالت خواب آلودگى و ميل ... حالت خواب آلودى حالت خواب و بيدارى حمله خواب واژه هاى شامل خواب ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5