@خواب@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خواب خواب مغناطيسى خواب ناراحت کننده و غم افزا خواب نيمروز خواب هيپنوتيزم خواب هيپنوتيزم کردن ... چشمان قى گرفته و خواب آلود داراى اثر خواب آور داراى خصوصيات خواب داروى خواب آور ... اتاق يا تخت خواب يک نفره شريک ... در خواب راه رفتن در خواب راه رونده در محل کار خود جاى خواب داشتن درحالت خواب مغناطيسى درحالت خواب و بيدار دير از خواب بلند شدن راه رفتن در خواب روپوش تخت خواب ساعت خواب سرزمين خواب و خيال سوزاننده و خواب آور شبيه خواب يا خواب هيپنوتيزم ... يا طريقه خواب آورى مصنوعى فنر تخت خواب فنر مارپيچ تخت خواب واژه هاى شامل خواب ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}