@خواندن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خواندن چرخه خواندن و ترميم چرخه خواندن و نوشتن کافر و زنديق خواندن آهنگ خوش نوا و موزون خواندن آواز خواندن آواز زير خواندن از بر خواندن ايستگاه خواندن با آواز خواندن با تحرير خواندن ... متهمى را به محاکمه خواندن با صداى بلند خواندن با صدايى موزون خواندن با وزن خواندن بارقه خواندن باز خواندن بد خواندن بدون مطالعه قبلى خواندن به دقت خواندن به صورت دسته جمعى سرود خواندن به طور سريع ورد خواندن به طور سطحى خواندن به طور يکنواخت يا يک وزن خواندن تپش خواندن تند خواندن واژه هاى شامل خواندن ـ (60) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}