@خواندن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خواندن چرخه خواندن و ترميم چرخه خواندن و نوشتن کافر و زنديق خواندن آهنگ خوش نوا و موزون خواندن آواز خواندن آواز زير خواندن از بر خواندن ايستگاه خواندن با آواز خواندن با تحرير خواندن ... متهمى را به محاکمه خواندن با صداى بلند خواندن با صدايى موزون خواندن با وزن خواندن بارقه خواندن باز خواندن بد خواندن بدون مطالعه قبلى خواندن به دقت خواندن به صورت دسته جمعى سرود خواندن به طور سريع ورد خواندن به طور سطحى خواندن به طور يکنواخت يا يک وزن خواندن تپش خواندن تند خواندن واژه هاى شامل خواندن ـ (60) : 1 , 2 , 3