@خوانده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خوانده پيش خود درس خوانده برادر خوانده برنامه فرا خوانده خوانده نشدنى خوانده نشده دختر خوانده ... دسته ى ديگر خوانده مى شود ... همراه موسيقى خوانده شود فرا خوانده فرزند خوانده مادر خوانده روحانى