@خواهر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خواهر ... برادر زن و خواهر شوهر و غيره پسر خواهر ... برادر زاده يا خواهر زاده و اقوام ... برادر يا خواهر خواهر کش خواهر اورستس خواهر بطنى خواهر زن خواهر شوهر خواهر ناتنى خواهر وار دختر برادر يا خواهر و غيره شوهر خواهر نوه برادر يا خواهر