@خواهى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خواهى از روى بد خواهى از روى خود خواهى اصول آزادى خواهى بدون خود خواهى ترقى خواهى خواهى نخواهى خير خواهى طبق زنى همجنس خواهى زنان عذر خواهى عذر خواهى کردن قابل پژوهش خواهى نيک خواهى هوا خواهى وعده خواهى