@خود@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خود پا از حد خود فراتر نهادن پاداش دهنده به خود پافشار در عقيده خود پايا در نفس خود پرچم کوچک بالاى زره يا کلاه خود پست سازى يا تحقير خود ... بيگانه در مسير خود مى گيرد پيش خود اظهار شده پيش خود تحصيل کرده پيش خود خنديدن پيش خود درس خوانده پيش خود مجسم سازى پيش خود ياد گرفته ... است به معنى خود و وابسته به ... پيوند از جنس خود ... بافت وجودى مشابه با خود چکى که بانک عهده خود بکشد چشم خود را بستن ... که گوسفندان خود را با ... ... روى کامپيوتر خود بر روى ... گرده افشانى خود به خود گياه گفتگو با خود گفته خود را تکذيب کردن گمراه شده توسط نفس خود گناهان خود را اعتراف کردن واژه هاى شامل خود ـ (572) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}