@خود@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خود خود آغاز خود آفريده خود آموخته خود آموز خود آن خود آن زن خود ارجاع خود استوار خود افروز خود انگيز خود انکارى خود انديشى خود او خود او گفته است خود بارورى خود بزرگسازى خود بس خود بلع خود به خود خود به خود پر شونده خود به خود اصلاح شونده خود به خود بلند شونده خود به خود بيمه شده خود به خود تخليه کننده بار خود به خود ترشح کننده واژه هاى شامل خود ـ (572) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23