@خود@15
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خود خود را جلو انداز خود را جلو اندازى خود را در جان پناه جادادن خود را عقب کشيدن خود را لرزاندن و تکان دادن خود را مقصر داننده خود راستگر خود راه انداز خود راه اندازى خود راى خود رايى خود رس خود رمز کن خود رو خود رو سبزشدن خود زاورى خود زندگى نامه خود ساخته خود ساز خود سازمانده خود ستا خود ستايى خود سر خود سرکوبى خود سرانه واژه هاى شامل خود ـ (572) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23