@خود@18
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خود در خود کوفتن در فکر شخص خود در محل کار خود جاى خواب داشتن ... از محل کار خود خوابيدن در ميان خود پذيرفتن در نفس خود درجاى خود خشک شدن ... حامى روحانى خود دانسته و ... درست شکل به خود نگرفته درنوع خود دست خود را ادا نکردن دستگاه خود کارى براى ... دستگاه عصبى خود کار دستگاه لباسشويى خود کار دستخط خود مصنف دسته خود را ترک کردن دفاع از خود يا اموال خود دلسوزى به حال خود ... و در مسير آزمايشى خود ديگر خود ذخيره خود را براى کارهاى ... راز خود را فاش کردن ... محيط اطراف خود مورد بحث ... رضامندى از خود رضايت از خود واژه هاى شامل خود ـ (572) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23