@خود@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خود کار خود کرده کامپيوتر خود وفق ... تحصيل شده به وسيله خود شخص کسى که پيش خود مى آموزد کسى که کيش خود را آشکارا اعتراف ... کسى که با خود حرف مى زند ... گناهان به خود شلاق مى ... ... تاريخچه زندگى خود را مى ... ... با سوگند خود دروغ بگويد ... جنس مخالف خود تقليد مى ... کسى که نام خود را به ملت ... ... و تندرستى خود وسواسى است ... نظريات و اصول خود را بدون توجه ... ... پرستى را کيش خود مى داند ... نهانى و نقاط ضعف خود کلاه خود کلاه خود کوچک کلاه خود فلزى ... کلمه پيش از خود مى دهد و ... کمک به خود کمک به وسيله خود شخص کوچک شمارى خود آگاهى از خود ... حضرت عيسى با حواريون خود آدم جلف و خود ساز واژه هاى شامل خود ـ (572) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}