@خود@22

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خود ... که از طول خود شکفته شود مربوط به شرح حال خود مربوط به لقاح با خود ... زهدان به حال اوليه خود ... جا براى خود محفوظ کرده ... مستغرق در عالم خارج از خود مستولى بر احساسات خود مشتق از خود مصر در اشتباه خود مصمم در نفس خود مطالعه پيش خود مطمئن به خود مطمئن به نفس خود معالجه پيش خود معاينه کننده درون خود معتقد بعدالت و تقوا خود معلومات خود را تجديد کردن ... آن خواص مختصه خود را از طرح ... مقاربت کننده با هم جنس خود مقصر شمارى خود منعکس کننده تصوير خود مولد نيرو در خود ... شخصى به وسيله ى خود او ناچيز شمارى خود نابود کننده خود واژه هاى شامل خود ـ (572) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}