@خود@22
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خود ... که از طول خود شکفته شود مربوط به شرح حال خود مربوط به لقاح با خود ... زهدان به حال اوليه خود ... جا براى خود محفوظ کرده ... مستغرق در عالم خارج از خود مستولى بر احساسات خود مشتق از خود مصر در اشتباه خود مصمم در نفس خود مطالعه پيش خود مطمئن به خود مطمئن به نفس خود معالجه پيش خود معاينه کننده درون خود معتقد بعدالت و تقوا خود معلومات خود را تجديد کردن ... آن خواص مختصه خود را از طرح ... مقاربت کننده با هم جنس خود مقصر شمارى خود منعکس کننده تصوير خود مولد نيرو در خود ... شخصى به وسيله ى خود او ناچيز شمارى خود نابود کننده خود واژه هاى شامل خود ـ (572) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23