@خود@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه خود تصميم پيش خود ... جانورى که دست خود را بلند کرده تصويرى که نقاش از خود بکشد تعريف کننده از خود تعريف کننده از مقام خود تعريف از خود تعريف و تمجيد از خود تعصب دراثبات عقيده خود تعقل در نفس خود تعيين ميزان استعداد خود تفنگ خود کار تقديس نفس خود تقسيم خود به خود ... نسبت به قيمت قانونى خود تنظيم خود به خود حرارت در بدن تنظيم و تنسيق خود تهيه و انتخاب غذاتوسط خود شخص توجه از خود توجه شخص به بيرون از خود توجيه خود توزيع شونده به طور خود کار توليد خود به خود توليد مثل به وسيله گرده خود ... مقارت با هم جنس خود توى خود برگرداندن واژه هاى شامل خود ـ (572) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23