@داخل@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه داخل متوجه به سمت داخل مرتبا به طرف داخل ... شده به طرف داخل يا خارج و ... موادى که داخل بدن رفته موجود در داخل چيزى ... بازيکن مدافع در داخل ميدان ناگهان داخل شدن نواحى داخل کشور وسيله مشاهده داخل معده واژه هاى شامل داخل ـ (59) : 1 , 2 , 3