@داخلى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه داخلى داخلى ترين بافت پوسته ... درجه بندى داخلى رابطه داخلى سطح داخلى جمجمعه و سخت شامه مغز ... استوانه اى ميان جدار داخلى سيستم حمايت از توليدات داخلى شبکه اينترنت داخلى ... هم بامور داخلى توجه دارد صورت داخلى طب داخلى طبقه بندى داخلى کردن طرفدار استقلال داخلى طرفدار حمايت از مصنوعات داخلى ... مطالعه غدد مترشحه داخلى غدد مترشح داخلى غده مترشحه داخلى غشاء داخلى جنين فعل و انفعال داخلى داشتن قبل از جنگ داخلى آمريکا قسمت داخلى قسمت هاى داخلى قطر داخلى چيزى را اندازه گرفتن قوس داخلى قوس داخلى طاق ماليات کالاهاى داخلى واژه هاى شامل داخلى ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}