@داد@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه داد روى داد روى داد شانسى روى داد ناگوار شيون و جيغ و داد کردن قرار داد قرار داد اجتماعى قرار داد فرعى بستن قرار داد متارکه موقت جنگ قرار داد يا کنترات دست دوم محل داد و ستد وسيله داد و ستد واژه هاى شامل داد ـ (36) : 1 , 2