@دادن@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دادن به تفصيل شرح دادن به خود انحصار دادن به دست شهردارى دادن به رهن دادن به روز دادن به زور به چيزى خاتمه دادن به زور جا دادن به صحبت تلفنى خاتمه دادن به صورت آمار تصادفى نشان دادن به صورت مسند قرار دادن به صورت وام و اجاره دادن به طور کنايه نشان دادن به طور برجسته نشان دادن به طور سطحى مورد توجه قرار دادن به طور قاطع شکست دادن به طور مسلسل بيرون دادن به طور مشترک امرى را انجام دادن به علائم رمزى مخابراتى گوش دادن به فکر خطور دادن به نمايندگى ديگرى راى دادن به هدر دادن به هم اتصال دادن به همکارى يا شراکت خاتمه دادن ... يا ناى راحت باش دادن ... نور به چيزى حساسيت دادن واژه هاى شامل دادن ـ (997) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40