@دادن@39
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دادن نمايندگى دادن نمايندگى دادن به نمره دادن نمره دادن به نمو دادن نمونه دادن نمونه قرار دادن نمونه نشان دادن نور دادن نور سفيد دادن نور مهتابى پس دادن ... آن از آزار دادن لذت مى برد ... وسيله نشان دادن آلت جنسى ... نيرو دادن نيرو دادن به نيروى تازه دادن نيروى تازه دادن به نيروى مجدد دادن نيم دايره تشکيل دادن هديه دادن هرز دادن هشدار دادن هل دادن هوا دادن هوا دادن به واژه هاى شامل دادن ـ (997) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40