@دادن@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دادن ايست دادن با پرچم علامت دادن با چکش تراش دادن و به شکل ... با چوب نوک تيز نشان دادن با کيش فرار دادن با آب و تاب شرح دادن با اهرم تکان دادن با برق آب طلا يا نقره دادن به با تشريفات انجام دادن با تصوير نشان دادن با تفصيل شرح دادن با تمثال نمايش دادن ... ارعاب کارى انجام دادن ... بلند کردن يا تکان دادن با حکم قضايى فيصل دادن با خاک آهکدار کود دادن با دادن ... کارى را انجام دادن يک وجب با دقت شرح دادن با ذکر جزئيات شرح دادن با زحمت کارى را انجام دادن با شامپو يا سرشوى شستشو دادن با شانه زور دادن با شتاب انجام دادن با صداى پف حرکت دادن واژه هاى شامل دادن ـ (997) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40