@دادن@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دادن با صداى بلند انتشار دادن با عکس نشان دادن با علامت صليب کسى را برکت دادن با علايم نشان دادن با مدال بزرگ زينت دادن با مهارت انجام دادن با موزائيک زينت دادن با ميخ نوک تيز فشار دادن با نمودار نشان دادن با نمونه نشان دادن ... ذره بزرگترى تشکيل دادن با هم نمايش دادن ... به کار خود ادامه دادن با ورقه راى دادن باد دادن بار دادن بار عام دادن باريکه دادن به باز دادن بازگشت دادن بازتاب دادن يا يافتن بازيچه قرار دادن باعجله کارى را انجام دادن باعرف و عادت و سنت وفق دادن باقاشق غذا دادن واژه هاى شامل دادن ـ (997) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40