@دادنى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دادنى پاداش دادنى پس دادنى گزارش دادنى گل دادنى آب دادنى از دست دادنى اسناد دادنى انتشار دادنى تکان دادنى تخصيص دادنى تخفيف دادنى تذکر دادنى تسکين دادنى تشخيص دادنى تغيير دادنى توضيح دادنى به وسيله ... دود دادنى ذرت بو دادنى رخصت دادنى سر و صورت دادنى نسبت دادنى نشان دادنى نمايش دادنى