@داده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه داده پايگاه داده ها پايانه داده اى پردازش داده ها پردازنده داده ها پيوند داده اى چيز خدا داده گرد آورى داده ها گردش داده ها ... مسرى به ناخدا داده مى شود ... براى برگش پرورش داده شود ... به او اختصاص داده شده ... مريم باکره تخصيص داده شده کنترل داده ها آمايش داده ها اکتساب داده ها ارتباط داده اى ... دفتر حساب نشان داده شود ... که به کسانى داده مى شود که ... ... شاگردان ممتاز داده مى شود انتقال داده ها بازيابى داده ها بانک داده ها بخش داده ها بسط داده شده بو داده واژه هاى شامل داده ـ (131) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6