@داده@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه داده دود داده شده ذرت بو داده رسانه داده ها روند داده ها زهر داده شده ساخت داده ها سازمان داده ها سرعت انتقال داده ها سطح داده سفارش داده شده سلسه مراتب داده ها شکم داده شاه داده صفت داده ها ... چاپى ديگر قرار داده شده ضباط داده ها ضبط داده ها طول داده عنصر داده فشردگى داده ها فلز آب داده قالب داده ها قبلا تخصيص داده شده قرض داده شده ... استخوان دود داده شانه خوک واژه هاى شامل داده ـ (131) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6