@داده@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه داده قلم داده قول شرف داده ... که به نوکر داده مى شود مبدل داده ها متراکم سازى داده ها مجراى داده ها مجموعه داده ها ... داروى رايگان داده مى شود مخابره داده ها مدير داده پردازى مدير داده پردازى الکترونيکى مديريت پايگاه داده ها مديريت داده ها مرکز داده پردازى مرکز داده ها ... مرکز عالم وجود قرار داده نشان داده شده ... کار آزموده داده مى شود نشانگر انت هاى داده ها نعمت خدا داده نمايش داده شده با خطوط هندسى ... معماکه چند کلمه داده مى شود و ... نيروى خود را از دست داده واحد داده واحد داده نما واژه هاى شامل داده ـ (131) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6