@دادگاه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دادگاه دادگاه کاتوليکى دادگاه استينافى دادگاه بخش دادگاه تجارت دادگاه تخلفات رانندگى دادگاه تمرينى دانشجويان حقوق دادگاه تميز دادگاه روحانى که کشيش ... دادگاه سيار دادگاه شرع دادگاه شرعى دادگاه عالى دادگاه عالى مدنى و جنايى دادگاه محکمه دادگاه محلى دادگاه ها دادرس دادگاه بخش در دادگاه اقامه يا ادعا کردن دوره اجلاسيه دادگاه رئيس بخش دادگاه رئيس دادگاه راى دادگاه رياست کلانترى يا دادگاه بخش طرح دعوى در دادگاه قاضى دادگاه پادشاه واژه هاى شامل دادگاه ـ (59) : 1 , 2 , 3