@دادگاه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دادگاه دادگاه کاتوليکى دادگاه استينافى دادگاه بخش دادگاه تجارت دادگاه تخلفات رانندگى دادگاه تمرينى دانشجويان حقوق دادگاه تميز دادگاه روحانى که کشيش ... دادگاه سيار دادگاه شرع دادگاه شرعى دادگاه عالى دادگاه عالى مدنى و جنايى دادگاه محکمه دادگاه محلى دادگاه ها دادرس دادگاه بخش در دادگاه اقامه يا ادعا کردن دوره اجلاسيه دادگاه رئيس بخش دادگاه رئيس دادگاه راى دادگاه رياست کلانترى يا دادگاه بخش طرح دعوى در دادگاه قاضى دادگاه پادشاه واژه هاى شامل دادگاه ـ (59) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}