@دريايى@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دريايى شبيه خوارپوست دريايى شقايق دريايى ... و جانوران دريايى را نمايش ... صدف باريک دريايى و رودخانه اى عالى ترين افسر نيروى دريايى عقاب دريايى علف مارماهى که گياهى است دريايى عوارض گمرکى و دريايى غذاهاى مرکب از جانوران دريايى غذاى دريايى فانوس دريايى فرودگاه دريايى قايق مامور تعقيب زير دريايى لاک پشت دريايى لاک پشت دريايى که تخمها ... ... خروج هوا در زير دريايى مانند جلبک دريايى ماهى بزرگ و خوراکى دريايى ماهى دهان گشاد دريايى ماهى طلايى دريايى ... زمينى و هوايى و دريايى محموله دريايى مرغان دريايى از خانواده ... مسير دريايى مسير دريايى و رودخانه اى واژه هاى شامل دريايى ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}