@دريايى@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دريايى شبيه خوارپوست دريايى شقايق دريايى ... و جانوران دريايى را نمايش ... صدف باريک دريايى و رودخانه اى عالى ترين افسر نيروى دريايى عقاب دريايى علف مارماهى که گياهى است دريايى عوارض گمرکى و دريايى غذاهاى مرکب از جانوران دريايى غذاى دريايى فانوس دريايى فرودگاه دريايى قايق مامور تعقيب زير دريايى لاک پشت دريايى لاک پشت دريايى که تخمها ... ... خروج هوا در زير دريايى مانند جلبک دريايى ماهى بزرگ و خوراکى دريايى ماهى دهان گشاد دريايى ماهى طلايى دريايى ... زمينى و هوايى و دريايى محموله دريايى مرغان دريايى از خانواده ... مسير دريايى مسير دريايى و رودخانه اى واژه هاى شامل دريايى ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5