@درياچه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه درياچه کشتى درياچه پيما جزيره کوچک ميان درياچه ... رودخانه با درياچه و يا ... ... که اطراف درياچه را مثل ... حورى موجد درياچه رودخانه درياچه کوچک درياچه اى درياچه عميق و کوچک کوهستانى درياچه نمک زيست کننده در درياچه فضاى داخل خليج يا درياچه ماهى درياچه