@دريچه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دريچه دريچه مجرا دريچه مخصوص تنظيم جريان آب دريچه نابرابرى دريچه نقيض و دريچه نقيض يا دريچه نقيض ياى انحصارى دريچه هاى ريوى و آئورت در قلب دريچه و دريچه وار دريچه ى نور را بستن دريچه يا دريچه ياى انحصارى سه دريچه اى ... کشتى از دريچه سد ميان ... لامپ دريچه اى يک دريچه اى واژه هاى شامل دريچه ـ (41) : 1 , 2