@دزد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دزد آدم دزد آفتابه دزد بچه دزد جسد دزد دزد پياده دزد ادبى دزد انسان دزد جيب بر دزد حرز شکن دزد خويى دزد خيابانى دزد دريايى دزد سرگردنه دزد شبانه دزد صندوق باز کن دزد صندوق شکن دزد قفل باز کن دزد ماهر دزد مسلح دزد مغازه دله دزد معشوقه دزد مسلح