@دست@14

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دست ... اشارات سر و دست به کار بردن طپانچه دست ساخته طبيعى و دست نخورده ... تمرکز قدرت در دست يکنفر يا يک ... ... رنگ کارى فوق به دست آيد ... استفاده از يک دست پيش از دست ... عازم ناحيه دور دست عامل دست دوم فرصت خود را از دست دادن ... بدون از دست دادن خواص ... قرائن و امارت را به دست آوردن قرار داد يا کنترات دست دوم قرار دادن کف دست رو به بالا ... دستکش که مچ دست را مى پوشاند قوش دست طولک لمس دست زنى مچ دست مچ دست هاى مجرم را ... ... گلسنگ ها به دست مى آيد و ... ... ذره بينى به دست مى آيد و ... ... اکسيداسيون مانيتول به دست مى آيد ... انواع لادن به دست مى آيد ... جوهر گوگرد به دست مى آيد و ... ... که با فشار دست يا ماشين چيزى ... ... که سر و دست و پاى آن ... واژه هاى شامل دست ـ (376) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}