@دست@15

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دست محل دست گرفتن و مانند ... مستاجر دست دوم مشکل به دست آمده مصنوع دست معالجه امراض دست و پا معلومات دست و پا شکسته ... از اين ترکيب به دست آيد مقررات دست و پاگير موجر فرعى و دست دوم ميمون دراز دست ميمون هاى چهار دست و پا نسخه خطى يا دست نوشته اى که ... ... سياسى که زير دست سفير کبير است ... نوشته شده با دست خود مصنف ... که سر و دست مجرم را از ... نيروى خود را از دست داده ... اسيد و قليا به دست مى آيد هم دست وابسته به کف دست يا کف پا وابسته به اشاره با سرو دست وابسته به دست واقع در دست چپ ... که در دست بازيکن نظيرى ... يک دست ... دوطرفه که با دست نواخته مى شود واژه هاى شامل دست ـ (376) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}