@دست@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دست با دقت زياد به کارى دست زدن با دو دست انجام يافته با زرنگى به دست آوردن با سر و دست اشاره کردن با عجز و لابه به دست آوردن با وسايل غير مشروع به دست آمده ... ارزان قيمت يا دست دوم بازى با دست به طرف بالا باند براى دست بخارج برگرداندن دست ... که به دست رسدبانى سپرده ... برآمدگى کف دست بررسى دست نوشته براى ... بره دست آموز به کار برنده ى دست راست به آرامى دست زدن به اندازه کف دست به دست به دست چپ به دست چند نفر گشته به دست آمده به دست آمده از زيست شناسى عملى به دست آمده در اثر ... به دست آوردن به دست آوردنى واژه هاى شامل دست ـ (376) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16