@دسته@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه دسته پردازش دسته اى چاقوى دو دسته ... همراه با آواز دسته جمعى چوگان دسته کوتاه گردش دسته جمعى گل آذين دسته اى گل ها را دسته کردن کار توام و دسته جمعى کار دسته جمعى کارگر عضو دسته معينى از ... کارد دسته دراز و نوک برگشته کاغذ را دسته کردن ... انسان از دسته نماته ها کشتار دسته جمعى کلاله يا دسته مو کوچک دسته دار کوزه دهن گشاد دسته دار قديمى آواز دسته جمعى به سبک کليسايى آوازه خوان جزو دسته خوانندگان اتحاد دو ياچند دسته بمنظور خاصى ... دو نوک تيز و دسته متحرک اجتماعى دسته اى اخذ راى دسته جمعى اره دو سر و دو دسته اصطلاحات مخصوص يک صنف يا دسته واژه هاى شامل دسته ـ (243) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}